خانه / اشعار و منابر / روز پنجم محرم الحرام ۱۴۴۰ حجت الاسلام والمسلمین ضیایی

روز پنجم محرم الحرام ۱۴۴۰ حجت الاسلام والمسلمین ضیایی

شاید سؤالی در ذهن ایجاد شود که به راستی ارتباط عداوت و دشمنی با دشمنان خدا با رشد و توقف رشد چیست؟ و چرا کسانی که عداوت را ترک کردند و روی آوردند به صلح همگانی، متوقف شده‌اند و اغواء گشته‌اند؟
جواب آن را شاید از نظر تجربی در مجامع علمی به دست آورد گفته می‌شود از زمانی که نطفۀ انسان در رحم شکل می‌گیرد تا ۹ ماه بعد که به دنیا می‌آید انواع و اقسام میکروب سراغ این نطفه در رحم می‌آید و این نطفه درگیر با هزاران میکروب و ویروس می‌شود، تصور پزشکان این بود اگر این نطفه را محافظت کنیم تا از شرّ میکروب‌ها در امان باشند نتیجه‌اش انسانی کامل از نظر جسمانی می‌شود. اما نتیجۀ این آزمایش برعکس بود و نتیجۀ پاکسازی رحم از میکروب پس از ۹ ماه فقط طفلی بود به اندازۀ یک بند انگشت. این نطفه با درگیری و ستیزه با میکروب‌ها و ویروس‌ها بود که رشد و تکامل می‌یافت. دقیقاً مانند وزنه‌برداران و کشتی‌گیران که اگر میدان ستیزه و برخورد و درگیری نباشد رشد و قوت و تکاملی کسب نمی‌کنند.

بهشت خدا بی‌نهایت است و آن وسعت بی‌نهایت بهشت انسان و آدمی امر شده است که فقط نزدیک یک درخت نشود «وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَهَ» (سورۀ بقره، آیه ۳۵) که بعد آدم نزدیک آن درخت شد و اغواء شد مراد اینجاست که خداوند فرمود به زمین هبوط کنید زمینی که یکی از نام‌های آن “مِهاد” است «أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» (سورۀ نبأ، آیه ۶) مَهد یعنی محل پرورش و قرارگاه، در این قرارگاه بهترین گزینه برای رشد، عداوت است و دشمنی.
آیا خدا هم خشونت طلب است؟ این‌ها جنودی هستند که خداوند در وجود انسان قرار داده است که در حدیث شریف امام صادق(علیه‌السلام) تقسیم شده است به جنود عقل و جنود جهل که در وجود انسان دائماً درگیر هستند (اصول کافی، ج۱، ص۲۳)

یکی دیگر از میادین جنگ بین فضائل و رذائل و جنود عقل و جهل در وجود آدمی، حُرّیت و اسارت است، شهید ادواردو آنیلی یکی از شهدای انقلاب اسلامی‌ است که اهل کشور ایتالیا بود و در سیر تحقیقات مذاهب شرقی به کشور ایران سفر کرد و در جریان سفر، با امام خمینی (رحمت‌الله علیه) دیدار کرد و به مذهب تشیع گروید، این شهید عزیز در بند اسارت ثروت پدر خود نماند و حُرّیتِ وجود او بر اسارت غالب شد و مهم این است که در این کشاکِش درونی، انسان بررسی کند و ملاحظه کند خودش و درون خودش را و نتیجۀ این جنگ‌های درونی، خودش معیاری است که ببینیم واقعاً اگر ما در کربلا بودیم در کدام جبهه بودیم و مشغول چه کاری؟
آیا حُرِّیتِ ما به حسین بن علی(علیه‌السلام) می‌رساند یا بندها و اسارت‌ها و غُل و زنجیرها ما را بر زمین می‌چسباند «اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ» (سورۀ توبه، آیه ۳۸) «قَعَدَت بی اَغلالی» (مفاتیح الجنان، دعای کمیل).
همان‌گونه که سیدالشهدا (علیه‌السلام) به جناب حُر فرمود «أَنْتَ الْحُرُّ کَمَا سَمَّتْکَ أُمُّکَ حُرّاً» (مقتل الحسین، مقرّم، ص۳۰۳)، این حُرِّیتِ حُر بود که برای حسین بن علی(علیه‌السلام) لذت‌بخش بود و وجود ولی خدا را آرام می‌کرد.
حُر دیگر در بند حسین بن علی(علیه‌السلام) بود و جزو احرار و آزادگان شده بود، در برخی نقل‌‌ها در زیارت عاشورا پس از حَلَّت بفنائک، عبارت «أناخت بِرَحلِک» دارد به معنای اینکه بند بند وجود اصحاب حسین، بندِ حسین بن علی(علیه‌السلام) بود.
ما اگر در بند حسین نباشیم، در بند خواهیم شد.
من از آن روز که در بندِ تو اَم آزادَم (سعدی)
هیئت یا زینب (سلام الله علیها)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *